تهران امروز: طلاق هست. زیاد هم هست. حتی اگر واژهای کوچک باشد روی تابلوهای دفاتر عقد و ازدواج. آنقدر طلاق هست که این روزها بیش از آنکه کسی به فکر کودکان طلاق باشد، در افسوس شکستن قبح جدایی آه میکشد. طلاق آنقدر هست که روی تیر چراغ برق هم زنوشوهرها را به جدایی بیدردسر دعوت کنند؛ «فقط طلاق توافقی» و البته یک قید زمان هم به آن اضافه شود: «فوری یک روزه».
قبحی برای طلاق وجود ندارد. طلاق شده است یکی از ابزارهای خلاصی از مشکلات زندگی و رسیدن به آرامش و زندگی بهتر. هرچند که جامعهشناسان، روانشناسان و مبلغان مذهبی همچنان توصیه میکند طلاق به هر بهانهای بد است و تا میتوانند جلوی این اتفاق را میگیرند اما از سر باز کردن یکی از مشکلات زندگی آنقدر سهل شده که مانند یک کارت ثبت شرکتها، نشانهای از طلاق توافقی ناگهان در دستان آدم جا میگیرد. کافی است از مقابل یکی از مجتمعهای قضایی خانواده تهران رد شوید، جوانکی کارتی کوچک به شما تعارف میزند که همین عنوان طلاق توافقی رویش نوشته شده است. این جای ماجراست که آه از نهاد حتی وکلای زن دادگستری هم بلند میکند: «یک آقای جوان ایستاده بود نزدیک یکی از این مجتمعهای قضایی و روی کاغذهای کوچک طلاق توافقی تبلیغ میکرد. از آگهی تخلیه چاه هم بدتر بود.»
این گلایه فهیمه حاجمحمدعلی، وکیل پایه یک دادگستری است. او خودش هر روز برای یکی دو مورد طلاق توافقی به دادگاه میرود که همه هم در همان روز به نتیجه میرسند. وکلای دادگستری از اینجور پروندهها استقبال میکنند، دردسر کمتری دارد. کار کمدردسر به همین جا ختم میشود که موسسهای روی تیر چراغ برق هم تبلیغ طلاق توافقی بکند، آن هم غیابی؛ «بدون حضور زوج یا زوجه». مدیر این موسسه بدون هیچ توجیهی پاسخگوی هیچ سوالی نیست. توجیه میتواند این باشد: «ما فقط وکیل مردم میشویم. آنها هم در پیچوخم اداری گیر نمیکنند.» البته پاسخی است بیچون و چرا.
این موسسه تلفنی هم راهنمایی میکند: «اگر همه مدارک شما آماده باشد و زن و شوهر سر همه موارد توافق کنند، فقط باید مدارک را برای ما بیاورند؛ عقدنامه، شناسنامه. وکالتنامه را هم که امضا کنند، فقط باید خانم یک جلسه بروند تست بارداری بدهند. اگر خدای نکرده(!) مشکلی از طرف شما یا قاضی پرونده بهوجود نیاید، یکروزه انجام میشود.» البته که گروه وکلای این موسسه حتما آنقدر کاربلد هستند که بدانند چهجور مشکلی از طرف قاضی بهوجود نیاید اما هزینه؟
«برای هر طرف
۲۰۰ هزار تومان.»۲۰۰ هزار تومان پول زیادی نیست برای رها شدن از ماهها جنگ و دعوا. خیلیها عقیده دارند رها شدن از این جنگ و دعوا و زیاد شدن طلاق توافقی بهخاطر آسانگیری و بیحوصلگی جوانان است، شاید هم سطح فکر جوانان این دوره زمانه با سالها پیش تفاوت کرده است اما آنهایی که دستی بر آتش دادگاهها دارند و یا سرشان به اینجور مسائل گرم است، چند دلیل برای این اقبال میآورند.
حاجمحمدعلی میگوید که مردم از قوانین دستوپاگیر فرار میکنند: «خانم برای مهریه اقدام میکند، بعد از مدتها تازه رای میدهند که ماهی یک سکه بگیرد. تازه اگر مرد بدهد، ۱۰۰ سال طول میکشد. غیر از اینها، قوانینی که هست، ماجرا را پیچیدهتر میکند.»او عقیده ندارد که سهل شدن طلاق به این روش، بنیان خانواده را متزلزل میکند: «مگر طلاق توافقی ثمر دیگری دارد؟ مثلا اگر شش ماه یا ۱۰ سال جریان طلاق طول بکشد، دو طرف آشتی میکنند؟ آخرش به طلاق توافقی میرسد. دختر و پسری که یک روز به حرف هیچکس گوش نکردند و با هزار سکه، ازدواج کردند، همان بهتر که توافق کنند و از هم جدا شوند.»
یک مشاور خانواده عقیده دارد که طلاق هم مانند ازدواج با موافقت طرفین انجام میشود: «طلاق هم مانند ازدواج توافق طرفین را میطلبد و اگر درگیریهای دادگاه را بخواهیم در نظر بگیریم و اگر واقعا قادر به ادامه زندگی نیستند، بهتر است به جدایی رضایت دهند بنابراین درباره طلاق هم باید مانند ازدواج اقدام کنند و با جلب رضایت طرف مقابل و به دور از هرگونه جنجال و بحث از یکدیگر جدا شوند.» اما این وسط حقوق زنان چه میشود؟ پاسخ جالب است: «طلاق و توافق همیشه به ضرر زن است.» ضرر زنانه البته در تهران بیشتر است. آماری برای تعداد طلاق توافقی وجود ندارد اما چندی پیش یکی از مسئولان دولتی اعلام کرده بود بیشترین آمار طلاق توافقی در تهران ثبت میشود. قم به عنوان رقیب تهران در انواع طلاق شناخته میشود. در عوض در استان ایلام آمار طلاق پایین است.
البته یک آمار دیگر عنوان میکند طلاق توافقی دوسوم مجموعه طلاقهای ایران را تشکیل میدهد. همچنین ۴۰ درصد طلاقهای توافقی مربوط به ازدواجهایی است که طرفین جوان و در دوران عقد هستند. به گفته مهین دخت داوودی، معاون مجتمع قضایی خانواده، طلاق توافقی همچنان با سیر صعودی مواجه است: «سیر صعودی طلاقهای توافقی همچنان ادامه دارد اما به عنوان یک بحران تلقی نمیشود. برخی تصور میکنند زوجینی که به صورت توافقی از یکدیگر جدا میشوند، بدون پیشزمینه و تشکیل پرونده به این امر اقدام میکنند در حالی که باید گفت اغلب این زوجین دارای پروندههای عدیدهای همچون نفقه و مهریه در دادگاهها هستند.
زوجینی که براساس توافق تصمیم به جدایی میگیرند بهگونهای تمامی مراحل را طی کردهاند و اینگونه نیست که به یکباره تصمیم به جدایی بگیرند.» همچنین طبق آماری که چندی پیش رئیس مجتمع قضایی خانواده ارائه کرد، طلاقهای توافقی نسبت به سالهای گذشته دو درصد افزایش یافته است.
توافق نکنید
عنوان این قسمت خیلی پاستوریزه است اما این نظر خیلی از فعالان اجتماعی است. یکی از آنها هم، در دولت منصبی دارد. معصومه صادقی، معاون امور اجتماعی و توسعه مشارکتهای مرکز امور زنان و خانواده ریاستجمهوری آرزو میکند که روزی برای طلاق توافقی هم مشاوره وجود داشته باشد: «اگر مراکز مشاوره در دادگاهها داشتیم، میزان طلاق توافقی زیاد نمیشد.»
او هم مانند دیگران میگوید که در ماجرای طلاق، اصل بر صلح و سازش است، درواقع حفظ وضع موجود: «در قوانین ما و دادگاهها، اصل بر صلح و سازش است و نه جدایی. اصل بر این است که تصمیم برای طلاق، عاقلانه نبوده است. در طلاق غیر توافقی که دادگاهها، دو طرف را به مشاوره و کمیفکر دعوت میکنند، درخواست طلاق را بر اساس لج و لج بازی زن و شوهر میگذارند. همیشه صبر میکنند تا شاید ریش سفید و بزرگتر خانواده موضوع را حلوفصل کند. ممکن است درخواست طلاق احساسی باشد.»
به همین دلیل است که دادگاههای خانواده زوجهای خواستار طلاق را به خانه میفرستند تا شاید چند ماه بعد به درکی بهتر از هم برسند و خانواده را حفظ کنند. در دادگاههای خانواده معمول است که اگر دو طرف شش ماه پس از درخواست طلاق و بعد از مشاورهها برای پیگیری مراجعه نکنند، مصالحه اتفاق افتاده است. به همین جهت است که در لایحه جدید حمایت از خانواده مادهای وجود دارد که برای طلاق توافقی هم مشاوره پیشبینی شده است. بر اساس ماده ۲۷ لایحه حمایت از خانواده که هماکنون در مجلس در حال بررسی است، در صورتی که زوجین به صورت توافقی متقاضی طلاق باشند باید به مراکز مشاوره خانواده مراجعه کنند. این مراکز ضمن ارائه خدمات مشاورهای سعی در سازش و انصراف ایشان از درخواست طلاق میکنند.
صادقی آماری از مصالحههای پس از مشاوره ارائه میکند که از چند جهت قابل تامل است: «طبق آمار، ۳۲ درصد از مشاورهایها به صلح و سازش میرسند.» این آمار نشان میدهد که ۳۲ درصد عاقل هم در این جامعه پیدا میشود اما نکته این است که ۶۸ درصد طلاق را بر هرچه زندگی دونفره است، ترجیح دادهاند. با این حال آن ۳۲ درصد میتوانند بر جامعه آماری مطلقههای عاطفی افزون کنند. گویا ترجیح خیلیها هم طلاق عاطفی است تا طلاق توافقی. صادقی میگوید حداقل بچه طلاق به جامعه وارد نمیشود: «طلاق عاطفی یک امتیاز دارد که بچه طلاق به جامعه وارد نمیشود و خانواده متلاشی نمیشود. پس از آن باید کارهای فرهنگی و آموزشی کنیم.»
طرح رحمت از جمله این طرحهاست که در ادارات دولتی و کارخانجات اجرا شده است. با این حال نمیتوان منکر طلاق شد: «به هر حال وجود دارد. زن و شوهر به جایی میرسند که دیگر نمیتوانند ادامه دهند. باید آموزشهای پیش از ازدواج را جدی گرفت. سازمان ملی جوانان، آموزشوپرورش و وزارت علوم کارهایی انجام میدهند.»
