ایونا: متاسفانه نسبت ازدواج به طلاق در سال های اخیر افزایش محسوسی را نشان می دهد.

مهم ترین علل طلاق در کشور عبارتند از : دخالت اطرافیان در زندگی زناشویی زوجین ، عدم محبت زن و مرد ، اعتیاد، عدم مهار مسئله و ناتوانی در مقابله با مشکلات و وجود سوءظن بین زن و مرد.

طلاق توافقی نیز از دیگر معظلات خانواده است. حدود ۲۹ درصد طلاق در کشور به صورت توافقی صورت می گیرد و متاسفانه در حال حاضر فاصله طول زندگی مشترک در طلاق توافقی از پنج سال به سه سال کا هش یافته است.

آمارها نشان می دهند که بیشتر داوطلبان طلاق دارای تحصیلات ابتدایی بوده اند و این موضوع نشانگر آن است که هر قدر تحصیلات و آگاهی های زندگی زناشویی را ادامه می دهند.

تعداد فرزندان هم در کنار میزان تحصیلات در وقوع طلاق موثر است ، هر قدر که تعداد فرزندان بیشتر باشد طلاق کمتری صورت می گیرد.

مراجعینی که سابقه یک بار طلاق و تجربه تلخ آن را دارند نیز کمتر به سراغ این پدیده می روند.

افزایش معضل طلاق و گستردگی سطح اختلافات در حقیقت ضرورت مشاوره های قبل از ازدواج را بیان می کند.

یکی دیگر از موارد آسیب رسان به کانون خانواده ، آسیب اینترنت ، ماهواره و فناوری جدید است.

این ابزار و تکنولوژی مدرن ، بین افراد خانواده فاصله انداخته است! طبق پژوهش های صورت گرفته در حال حاضر میانگین زمانی که خانواده ها برای گفت و گو با یکدیگر اختصاص می دهند چیزی حدود ۱۵ دقیقه در روز است!

این موضوع عاملی برای جدایی و فاصله اعضای خانواده از هم و عدم درک بیشتر است. انتخاب موضوع مناسب برای گفت و گو در خانه و با اعضای خانواده تاثیرات مثبتی برای افراد و جامعه خواهد داشت ، زیرا بدین ترتیب صمیمیت و همدلی در کانون خانواده بیشتر می شود.

در حوزه فرزندان نیز بیشترین آسیب شامل حال کودکان طلاق- کودک آزاری وفرار کودکان از خانه می باشد- از عمده ترین دلیل این مشکلات می توان به : آشنا نبودن خانواده با روش های تربیتی و شیوه های فرزندپروری اشاره کرد.خانواده نقش مهمی در تربیت و شخصیت پروری فرزندان دارد.

۷۰درصد مسائل تربیت کودکان در خانواده شکل می گیرد و فقط ۳۰ درصد مابقی از بیرون خانواده تاثیر می پذیرد، پس هر چه سطح آگاهی پدرها و مادرها افزایش یابد به همان اندازه سطح زندگی کودکان هم ارتقا پیدا می کند.

در خانواده های نامنسجم و از هم گسیخته با روش های غلط تربیتی ، قطعاً فرزندان آسیب بیشتری می بینند، به طور مثال یکی از مشکلات کودکان وجود این طرز فکر در خانواده است که «تا کتک نخورد آدم نمی شود!» استفاده از تنبیه ، نمی تواند روش غالب تربیتی باشد، متاسفانه اکثر والدین چنین کودکانی دارای تحصیلات پایین هستند.

همواره به خاطر داشته باشیم که افراد سالم در خانواده های سالم و متعادل رشد می کنند.

کودکان و نوجوانان در فضای صمیمی خانواده، خانه را به عنوان محلی برای رفع نیازها و پشتوانه ای قوی به رسمیت می شناسند، بنابراین با ماندن در کانون خانواده ، از آسیب های اجتماعی مصون می مانند.