طلاق فاجعه درد ناک جوامع انسانی است، برخی از روانشناسان بسیار مشهور که در این زمینه فعالیت کرده اند در طبقه بندی خود از استرس های انسانی، بزرگ ترین استرس را طلاق شناسایی و معرفی نموده و آن را در صدر جدول استرس های جهان قرار داده اند.

به گزارش «زن فردا» با این حال در جوامع انسانی پدیده تلخ طلاق در حال افزایش است و جای تاسف است که مطابق پژوهش های تطبیقی صورت گرفته در ایران تقریباَ یک  ]چهارم ازدواج ها به طلاق ختم می شود.

افزایش طلاق؛ مسئولان،خانواده ها و حتی افراد در شرف ازدواج را نیز نگران ساخته است. افزایش آمار زنان متارکه کرده و فرزندان طلاق مطمئناً  آسیب های اجتماعی را دامن زده و بهداشت روانی این افراد به شدت تحت مخاطره است.

از سوی دیگر نیز آسیب شناسان اجتماعی دلیل بسیاری از طلاق ها را ازدواج های زود هنگام و شتاب زده معرفی کرده  و از سوی دیگر نیز برخی معتقد به طلاق های عاطفی بوده و بیان می کنند بسیاری از زوجین دچار طلاق پنهان بوده که توسط سازمان ثبت احوال اعلام نمی گردد.

به هر حال طی سالهای گذشته آنچه بیش از پیش به چشم می خورد افزایش نگرانی در خانواده ها در خصوص انتخاب همسر برای فرزندانشان است و معمولاَ دلیل این نگرانی را اینگونه مطرح می کنند که با توجه به شرایط کنونی و آنچه در اطرافشان می بینند به راحتی نمی توانند به افراد غریبه اعتماد کنند.

با کمی تامل در آمار و ارقام مطرح شده در خصوص ازدواج در چند سال اخیر می توان به این مسئله پی برد که روند همسریابی و ازدواج در بین جوانان تغییرات چشم گیری داشته و شاید بتوان همین مسئله را دلیل بسیاری از جدایی ها دانست.

در واقع طبق گفته ابراهیم رشیدی مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور با توجه به اینکه جمعیت در معرض ازدواج کشور رو به افزایش است اما  آمار آن افزایش کمی نسبت به سال های گذشته داشته و این در حالی ست که  آمار طلاق سه ماهه نخست سال جاری نسبت به زمان مشابه در سال گذشته افزایش داشته است.

بر اساس نتایج تحقیقات صورت گرفته، در امر طلاق هر دو طرف موضوع یعنی هم زنان و هم مردان دچار آسیب هایی خواهند شد که البته فرزندان را نیز باید جز یکی از طرفین این آسیب ها دانست. اما آنچه قدر مسلم است زنان پس از طلاق بیش از مردان متحمل پس لرزه های روحی و فشارهای روانی می شوند.

مجید ابهری متخصص آسیب های رفتاری و آسیب شناس اجتماعی در گفت و گو با زن فردا در این خصوص می گوید: برخی از زنان در خصوص بروز طلاق خود را مقصر دانسته و قطعا در آینده با عذاب وجدان روبرو می شوند و آسیب های جدی را تجربه خواهند نمود.

وی بیان می دارد: این امر تبعات منفی زیانباری را برای زنان به همراه خواهد آورد؛ ترس و تنهایی، افسردگی، سرخوردگی ، انزوا ،کاهش رضایت از زندگی، خودکشی ، پذیرش نقش های چندگانه و تعدد نقش ها و به دوش کشیدن مشکلات تربیتی کودکان ( در صورت حضانت فرزندان ) ، مشکلات ناشی از عدم حضانت فرزندان، دلتنگی ، سردرد،آسم، افزایش فشارخون، بی قراری در خواب، احساس عدم سلامتی، اختلال حواس، مشکلات جنسی ، پناه بردن به الکل، موادمخدر و سیگار و نگرانی بیش از حد از ازدواج بعدی ( تا آن حد که ممکن است آنها را نسبت به ازدواج مجدد دلسرد کند ) از عوارض فردی طلاق برای زنان است.

از سوی دیگر نیز یکی از معضلاتی که خانواده ها را درگیر خود کرده و در بسیاری از مواقع اگر با نظر مشاور و صاحب نظران این زمینه صورت نگیرد احتمال گسستش بیش از دوام آن خواهد بود ازداج دختران مسن با پسران جوان است.

گرچه جامعه شناسان و آسیب شناسان اجتماعی و رفتاری در خصوص بالاتر بودن سن زوجه نسبت به زوج در ازدواج بر این عقیده اند که این نوع از ازدواج ها یک معضل اجتماعی – فرهنگی ست اما به هر حال نمی توان نقش تربیتی خانواده را نادیده گرفت.

ازدواج دختران و زنان مطلقه و یا بیوه با پسران کوچک تر از خودشان پدیده ای ست که می توان گفت چندسالی ست به چشم می خورد‍‍ ازدواج های عجیب و غریبی که دختر بیش از ۱۰ سال از شریک زندگی خود بزرگتر است.

از سوی کارشناسان دلایل عمده ای برای بروز این مسئله مطرح گردیده  اما شاید یکی از مهم ترین دلایل آن تفاوت در شرایط اقتصادی افراد است در واقع می توان گفت زمانی که پای پول به میان می رسد شاید کوچک ترین ضعف در تربیت و یا مشکلات اجتماعی و اقتصادی باعث سست شدن منطق افراد می گردد.

اما به هر حال این امر نیز یکی از دلایل افزایش آمار طلاق می تواند باشد از سوی دیگر نیز تفاوت‌ زندگی‌های دیروز و امروز، شرایط مادی، اجتماعی، روحی و روانی، فرهنگی و حتی تربیتی افراد می تواند در این امر دخیل باشد.

ابهری کارشناس اجتماعی در این خصوص به «زن فردا» گفت: در ازدواج یکی از معیارهای حساس تصمیم گیری مسئله فاصله سنی زن و مرد است، که به طور طبیعی اختلاف سنی مورد قبول در شرایط متعارف و عادی ۴ تا ۱۰ سال بزرگ تر بودن مرد نسبت به زن می باشد.

وی ادامه می دهد: اما در شرایط فعلی به دلیل مسائل متعدد در پاره ای از اوقات ملاحظه می گردد که ازدواج بین زن و مردی که دارای اختلاف سنی معکوس هستند یعنی زن بزرگ تر از مرد است اتفاق می افتد و از نظر آسیب شناسی رفتاری در وقوع اینگونه پیوندها می توان از دلایلی مثل کمبود عاطفه مادری، مسائل مالی و ایجاد علاقه بین یک زن و مرد نام برد.

این آسیب شناس مسائل اجتماعی تصریح کرد: وضعیت اشتغال، بالابودن هزینه ها و توقع دختران در خصوص شغل و هزینه های مادی، مهریه های سنگین و گرانی مسکن موجب می شود سن ازدواج بالارفته و در برخی مواقع بهانه ای برای طلاق و جدایی زوجین نیز گردد.

در واقع  آمارهای به دست آمده از مراجع قانونی همچون سازمان ثبت احوال، گویای این واقعیت است که طی سال‌های اخیر روند ازدواج ها تغییر کرده و آمار طلاق نیز افزایش یافته است واین چیزی ست که موجبات نگرانی خانواده ها را فراهم کرده است.

و در انتها تنها جای یک سؤال باقی می ماند، با وجود آنکه زنان نیمی از جمعیت کشور را تشکیل داده و  نقش بسیار مهمی در تربیت فرزندان دارند آیا زمان آن فرا نرسیده تا مسئولان چاره ای بیندیشند؟!