مراتب و اولویت‌های ارزشی برای زن این گونه است؛ اول همسری، دوم مادری، سوم خانه‌داری و چهارم فعالیت اجتماعی.

خبرگزاری فارس: اولویت ارزشی زن؛ از همسرداری تا فعالیت اجتماعی

در آموزه‌های دین اسلام تفاوت آشکاری میان نقش اجتماعی زن و مرد مشاهده می‌شود، این تفاوت ابداً به معنای تفاوت ارزش انسانی آنان نیست، ارزش انسانی زن و مرد مساوی است، اما ساختار وجودی و به تبع، کارکردهای آنان در جامعه متفاوت است، برای تقریب به ذهن یک ماشین سواری و یک ماشین باری را با ارزش مادی یکسان و قیمت مساوی در نظر بگیرید. کار ویژه و نقش این دو وسیله، متفاوت است، یکی به درد جابجایی مسافر و دیگری به درد انتقال بار می‌خورد. نظر به این کارکرد متفاوت، شکل ظاهری و ساختار درونی آنها نیز متفاوت درست شده است. یکی ظریف و زیبا و دیگری سخت و سنگین است. به جهت همین ساختار مختلف احکام مختلفی نیز برای عبور و مرور آنان وضع شده است، مثلاً برای ماشین باری جاده اختصاصی قرار داده شده و در ساعات مشخصی در مناطق مرکزی شهر نباید بیاید، اما هر دو وسیله برای نیازهای جامعه لازم بوده و صنعتگران خبیر با در نظر گرفتن این نیازها دو گونه مختلف ماشین را طراحی و تولید کرده‌اند، بدون این که هیچ یک بر دیگری برتری داشته باشد.
زن و مرد نیز همین‌گونه‌اند، دو ساختار متفاوت ظاهری و درونی برای آنان در نظر گرفته شده و هر یک برای ایفای نقش اجتماعی خاصی آمادگی یافته است و به جهت همین ساختار مختلف احکام شرعی متفاوتی برای آنان قرار داده شده است، اما این ساختار و کارکرد و احکام متفاوت هرگز به این معنا نیست که ارزش انسانی یکی بیش از دیگری است، هر دو برای جامعه مورد نیاز بوده و خدای حکیم هر دو را به دست قدرت خود طراحی و خلق فرموده بدون این که هیچ یک حق فخر فروشی بر دیگری داشته باشد.

کارکردن زن در خارج از خانه
کار کردن زن در خارج از خانه باید از جوانب مختلف بررسی شود و این مختصر مجال پرداخت همه آن نیست، اما با توجه به آموز‌ه‌های دینی چند گزاره را به نحو قطعی می‌توان در این باره بیان کرد؛

اول این که کارکردن خارج از خانه اولویت اول زن نیست، بلکه مسئولیت‌های خانوادگی یعنی همسرداری و فرزندداری و خانه داری بر کار بیرون از خانه ترجیح دارد.
توجه به فرمان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و پسند حضرت زهرا علیه‌السلام که از آن در حدیث زیر به «نهایت سرور و خوشحالی» یاد شده است، فرهنگ مورد نظر و الگوی مطلوب دینی را آشکار می‌سازد:
« تَقَاضَی عَلِی وَ فَاطِمَةُ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (ص) فِی الْخِدْمَةِ فَقَضَی عَلَی فَاطِمَةَ بِخِدْمَةِ مَا دُونَ الْبَابِ وَ قَضَی عَلَی عَلِیّ بِمَا خَلْفَهُ. قَالَ: فَقَالَتْ فَاطِمَةُ فَلایعْلَمُ مَا دَاخَلَنِی مِنَ السُّرُورِ إِلَّا اللَّهُ بِإِکْفَائِی رَسُولُ اللَّهِ (ص) تَحَمُّلَ رِقَابِ الرِّجَالِ» (قرب الاسناد، ص۵۲) «امام علی (ع) و فاطمه زهرا (س) از پیامبر اکرم (ص) درباره کارها رهنمود خواستند، پیامبر اکرم (ص) کارهای داخل منزل را بر عهده فاطمه (س) و کارهای بیرون در را بر عهده علی (ع) نهادند، فاطمه زهرا (س) فرمود : هیچ کس نمی‌داند از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم، زیرا رسول خدا (ص) مرا از تحمل مسئولیت‌های مردانه معاف داشت».

دوم این که نوع فعالیت اجتماعی زن با ساختار روحی و روانی او باید تناسب داشته باشد، اشتغال به کارهای سنگین مردانه برای زن موجب فرسایش روانی و مانع انجام بهینه وظایف مادری و همسری است. در مقابل، فعالیت‌ها و مشاغلی مانند معلمی و پرستاری که در آن مقوله مراقبت و رسیدگی ملحوظ است علاوه بر این که نوعی نقش‌آفرینی اجتماعی است، کاملاً با ساختار فطری زن هماهنگ و ارضا کننده روح لطیف زنانه او است.

سوم این که با در نظر گرفتن شرایط و مقتضیات روز گویا نمی‌توان همه سرمایه زن را به محیط خانه متعلق دانست و زن را به حضور در خانه منحصر کرد، زیرا وفور امکانات رفاهی جدید باعث شده که زحمت بسیاری از کارها کم شده و فراغت زیادی برای زن پدید آمده است، اگر از این فراغت زن بهره بهینه گرفته نشود چه بسا با امور ناسالم پر شود، لذا می‌توان توصیه کرد که زن پس از آنکه به کار همسرداری، فرزندداری و خانه‌داری به عنوان اولویت‌های اول پرداخت، باقی‌مانده فراغت خود را به فعالیت‌های اجتماعی مفید اختصاص دهد، طبیعی است که در اواخر دوره حمل و نیز آغاز دوره کودکی فرزندان برنامه کاری مادر در محیط خانه بسیار متراکم است و فرصت فارغی برای کارهای دیگر باقی نمی‌ماند، اما وقتی کودکان دوره پر زحمت اولیه را گذرانده و به استقلال نسبی دست یافتند، زحمت مادران کاهش می‌یابد و فرصت و فراغتی برای آنان حاصل می‌شود که با فعالیت‌های مفید و متناسب اجتماعی قابل پرکردن است.

برترین مسئولیت‌های زن
انتقال فرهنگ و تربیت نسل آینده، از برترین مسئولیت‌های زن است، خداوند زن را در محیط خانه یک عنصر فرهنگی و تربیتی قرار داده و تربیت نسل فردا را بر دوش او نهاده است، محیط کوچک خانواده، کانون زندگی مشترکِ یک عنصر تربیتی ـ فرهنگی به نام زن و یک عنصر اقتصادی ـ اجتماعی به نام مرد است،. در شبکه تقسیم کار و نظام توزیع نقش مطلوب دین، مرد موظف است با تلاش اقتصادی و اجتماعی خود، نفقه زن را تأمین کند و دغدغه معیشت را از ذهن او بزداید تا زن در ایفای نقش فرهنگی تربیتی خود موفق باشد. زن نیز با تلاش پی‌گیر خود به تولید ارزش‌های پایدار همت گمارد.
پروردگار بزرگ نیز به حکمت واسع خود امکانات لازم برای انجام این مسئولیت مهم را در اختیار زن قرار داده است، مهم‌ترین ابزار تأثیرگذاری شخصیتی قدرت ارتباط است و انتقال فرهنگ تنها در بستر ارتباط امکان‌پذیر است، خدای حکیم زن را به کارآمدترین ابزارهای ارتباطی ـ که احساس و عواطف لطیف و قدرت جوشان سخن گفتن است ـ مجهز ساخته تا در ایفای نقش خود، احساس تکلف نکند.

تعارض هنجاری در میان دختران امروز
نسل دختران امروز جامعه ما با نوعی دوگانگی هنجاری روبرو است، از یک طرف به صورت فطری به مسئولیت خانوادگی و تربیت نسل فردا تعلق دارد، از سوی دیگر به تحصیل دانشگاهی و کارکردن در بیرون خانه تشویق می‌شود، سیاست تشویق دختران به تحصیلات عالی چنان کارگر افتاده که آمار دانشجویان دختر به دو برابر پسران یا بیش از آن ارتقا یافته است و در همه رشته‌ها و تخصص‌های مرتبط و غیر مرتبط حضور فعال دختران ملاحظه می‌شود.
این رویه باعث شده که در مرحله اول سن ازدواج بالا رفته است؛ زیرا دختران برای ادامه تحصیلات نیازمند فرصت و فراغتی هستند که با قبول مسئولیت خانواده سازگار نیست، ثانیاً شانس ازدواج دخترانِ تحصیل‌کرده پایین آمده است، زیرا اگر قرار باشد با همتای علمی خود ازدواج کنند، تنها نیمی از آنان امکان ازدواج دارند، از طرفی علاقه شدید به شاغل شدن و شخصیت پیدا کردن! در محیط کاری خارج از خانه آنان را به دنبال کاری آسان و مناسب کشیده به صورتی که غالباً بدون توجه به رشته تخصصی و توانمندی ویژه خود ـ و گاهی صرفاً برای کسب درآمد یا اعتبار اجتماعی ـ به قبول کارهایی با درآمد کم و جایگاه نامناسب رضایت می‌دهند.
ثالثاً فرصت‌های شغلی توسط همین نسل از دخترانِ تحصیل‌کرده به سرعت اشغال شده و احتمال پیدا کردن کار مناسب برای پسران به شدت پایین آمده است، زیرا معمولاً دختران قانون‌پذیرتر هستند و کار را بهتر و دقیق‌تر و ظریف‌تر از پسران انجام می‌دهند و به جهت آن که مسئولیت مستقیم تأمین نفقه بر دوششان نیست کم توقع‌ترند و به درآمد کمتری قناعت می‌کنند، از جانب کارفرما نیز قابل کنترل‌تر و در مقابل او تحت فرمان‌ترند، جذابیت‌های زنانه را هم دارا هستند، به این جهات هر کارفرمایی آنان را بر پسران ترجیح می‌دهد، به این ترتیب نایاب شدن فرصت شغلی برای پسران معضل ازدواج را پیچیده‌تر کرده است.
رابعاً به جهت سن بالا شرایط هر دو طرف پسر و دختر برای ازدواج به شدت سخت و سنگین شده و دقت و وسواس و احتیاط بالا رفته است، با بالارفتن سن، افزایش توقع، محدودیت‌های اجتماعی و پایدار شدن صفات شخصیتی در طرفین اگر ازدواجی هم صورت گیرد و خانواده‌ای تشکیل شود، استحکام آن زیاد نیست.
گویا تنها راه حل این معضلات چندلایه، بازگشت به استانداردهای دینی در ازدواج زودهنگام، اولویت دادن زنان به مسئولیت‌های خانوادگی، مقدس شمردن وظایف فرهنگی و تربیتی درون خانه و جهت‌دهی تحصیلات عالی در خدمت انجام مسئولیت‌های زنانه باشد، به جای رشته‌ها و تخصص‌های نامرتبط باید دانش و مهارت زنان را در انجام وظایف اصلی خود بالا برد و هرگز به تبعیت از الگوهای غربی با ساختار فطری آنان مقابله نکرد.
تبیین بسیار زیبایی از این موضوع در کلام فاضل ارجمند و برادر گرامی حجت الاسلام زیبایی نژاد ذکر شده که خلاصه آن را در ادامه بحث می‌آورم «امروزه برای ارزیابی وضعیت موجود زنان و اندازه‌گیری میزان توسعه‌یافتگی به شاخصه‌های مبتنی بر نظریه‌های مدرنِ تربیت و علم که تمایزات جنسی را به کل نفی می‌کنند استناد می‌شود؛ شاخصه‌ها و کمیت‌هایی مانند میزان تمایل به شرکت در کنکور سراسری، شمار زنانی که تحصیلات عالیه دارند، میزان حضور زنان در مناصب سیاسی، فراوانی زنان شاغل و جویای کار و غیره؛ در حالی‌که اگر نگاه تجزیه‌نگر و انتزاعی را کنار بگذاریم و روابط شبکه‌ای موضوعات را در برنامه‌های فردی و سیاست‌گذاری‌های اجتماعی لحاظ کنیم، حتماً باید در بررسی مسائل زنان از جمله اشتغال آنان، تأثیرات آن بر خانواده، بر اقتصاد جامعه، بر هویت جنسی زن، بر ارتباط با خدا و بر همه حوزه‌های حیات او را در نظر بگیریم،هرگز نباید عرصه‌های گوناگون زندگی را به ‌صورت بسته‌های مستقل تحلیل کرد، عرصه‌ حیات اجتماعی زن جدا از عرصه حیات خانوادگی و شخصی او نیست، بلکه این اجزا مکمل یکدیگرند، اشتغال و تحصیلات عالیه برای زنان تنها در صورتی پیشرفت است که معرفت به خدا، میزان تعهد اجتماعی، میزان اخلاق حسنه، میزان ارتباطات خانوادگی و غیره را در وجود او رشد دهد.»
متأسفانه الگوگیری از فرهنگ غرب منجر به جابجایی ارزش‌های جنسیتی و تقویت تمایلات مردانه در زنان شد و ارزش خانواده را برای آنان در اولویت دوم قرار داد، به این ترتیب سن ازدواج بالا رفت و تعداد فرزندان کم شد، اشتغال و تحصیلات برای زن اولویت اول شد و غیره تا پس از همه اینها، تعدادی از زنان بتوانند در شرایط مشابهی در کنار مردان قرار گرفته و با مردان رقابت کنند و مدیریت سطوح بالا را بر عهده گیرند.
در آموزه‌های دینی «نسبت زن با خانواده» در مقایسه با «نسبت مرد با خانواده» متفاوت تعریف شده است، اولویت نخست زن باید ایجاد آرامش روانی در خانواده باشد و حضور زن در عرصه اجتماعی در رتبه آخر قرار دارد، مراتب و اولویت‌های ارزشی برای زن این گونه است؛ اول همسری، دوم مادری، سوم خانه‌داری و چهارم فعالیت اجتماعی، اما در ارزش‌گذاری برای مرد، نخست فعالیت اجتماعی و بعد خانواده لحاظ می‌شود، علامه طباطبایی در کتاب المیزان از مجموع ادله استنباط کرده‌اند که زن غیر از کسب معارف الهیه و ارتباطات خانوادگی وظیفه واجب اجتماعی ندارد، یعنی اگر جامعه بدون مهندس و پزشک بماند و نیازهای تأمین ‌ناشده‌ای داشته باشد، گناهش گردن مردان است و تکلیفی بر عهده زنان نیست.
جایگاه اصلی زن را باید در عرصه فرهنگ (به معنای مجموع ارزش‌ها، عقاید، سنت‌ها، نمادها، هنجارها) دید، مهم‌ترین هنر زن ـ چه در عرصه حیات خانوادگی چه در عرصه حیات اجتماعی ـ این است که ارزش‌های پایدار تولید کند و آداب حسنه را به نسل بعد منتقل کند یا آداب رذیله را اصلاح کند، حضور زن در عرصه‌های فرهنگی لازمه تمدن‌سازی اسلامی، کمال اجتماعی و رشد دینی است که در ادبیات توسعه نیز به آن توجه می‌شود.

نویسنده: حجت‌الاسلام محمد عالم‌زاده نوری، مدیر گروه اخلاق پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی